
با نزدیک شدن به پایان سال ۲۰۲۵، یک هیئت بلندپایه دولتی از قرقیزستان در یک اتاق جلسه معمولی در لندن با سرمایهگذاران معدن دیدار کرد تا در مورد یک ابتکار جدید و حساس صحبت کنند: ایجاد مجدد روابط بین قرقیزستان و پایتخت غربی.
به سختی پنج سال بعد کنترل دارایی طلای کومتور را به دست گرفت از یک اپراتور آمریکای شمالی، همان قدرتهایی که از ملیسازی حمایت میکردند، اکنون از تقاضای فزاینده برای مواد معدنی حیاتی به عنوان فرصتی برای بازگرداندن سرمایهگذاران غربی به قرقیزستان استفاده میکنند. این استراتژی جسورانه، میزان و سرعت بازسازی اعتماد را در دوران افزایش ملیگرایی منابع، آزمایش خواهد کرد.
اعتماد بین دو طرف بسیار کم است. ماجرای کومتور شاهد آن بود که دولت قرقیزستان کنترل بزرگترین معدن طلای این کشور را از شرکت معدنی کانادایی سنترا گلد (Centerra Gold) که پس از ورود به کشور در دوران پس از فروپاشی شوروی در دهه 1990 به نماد سرمایه گذاری خارجی در معادن تبدیل شده بود، پس گرفت. این ماجرا نگرانی عمیقی را در بین سرمایه گذاران در مورد احترام به حقوق مالکیت و ریسک سیاسی در قرقیزستان ایجاد کرد.
اما این امر همچنین ادعاهای ناخوشایندی مبنی بر احتمال فساد در مقامات بالا، تخریب محیط زیست و غارت منابع را مطرح کرد و باعث شد بسیاری از قرقیزها نسبت به سرمایهگذاری خارجی در معادن دیدگاه منفی داشته باشند. بنابراین، هرگونه تنظیم مجدد باید از نظر سیاسی در بیشکک، پایتخت، قابل دفاع باشد و همزمان سرمایهگذاران خارجی را متقاعد کند که قراردادها محترم شمرده میشوند و اختلافات بدون دخالت سیاسی خودسرانه حل و فصل میشوند.
قابل فروش در منزل
معدن در سیاست قرقیزستان یک مسئله سرنوشتساز است. انقلاب لالهای سال ۲۰۰۵ منجر به سرنگونی رئیس جمهور وقت، عسگر آقایف، شد که بخش عمدهای از آن به این تصور برمیگشت که او ثروت معدنی قرقیزستان را برای ثروتمند شدن خانوادهاش و شرکتهای معدنی خارجی میفروشد.
در مقابل، سادیر جاپاروف، رئیس جمهور فعلی، در سال ۲۰۱۳ با رهبری کمپینی از ناآرامیهای مدنی که برای ملی شدن کومتور تلاش کرد و در نهایت او را در انقلاب ۲۰۲۰ به ریاست جمهوری رساند، نام خود را مطرح کرد.
جاپاروف، به عنوان رئیس جمهوری که جنبش ملیگرایانهاش بر مخالفت با سرمایهگذاریهای معدنی غربی بنا شده است، مشتاق است که به طور خاص از دو چیز اجتناب کند.
اولین مورد، انجام هر کاری است که خاطرات کومتور را زنده کند. برای پروژههایی که به طور فعال توسط دولت حمایت میشوند، به نظر میرسد که این به معنای عدم وجود طلا، عدم وجود بلایای زیستمحیطی و عدم وجود کاناداییها باشد. بر این اساس، تنظیم مجدد معادن به شدت بر استانداردهای ESG تأکید دارد و سرمایهگذاری در پروژههای معدنی حیاتی، عمدتاً توسط سرمایهگذاران بریتانیایی و اروپایی را هدف قرار میدهد.
البته این به آن معنا نیست که سرمایهگذاریهای کاناداییها در طلا کاملاً ممنوع است. در ژانویه امسال، شرکت سیلورکورپ متالز کانادا ۱۶۰ میلیون دلار برای خرید ۷۰ درصد سهام پروژههای طلای تولکوباش و کیزیلتاش از شرکت چارات گلد مستقر در بریتانیا پرداخت کرد. با این حال، این معامله به طور فعال توسط بیشکک بازاریابی نشد و شامل مبادله یک سرمایهگذار خارجی با سرمایهگذار خارجی دیگر به جای آوردن یک شریک غربی جدید به یک پروژه تحت حمایت دولت بود.
دومین مشکل بالقوه، هرگونه تصوری است مبنی بر اینکه دولت بار دیگر کنترل ثروت معدنی قرقیزستان را بدون ارائه مزایای واقعی و پایدار در داخل، به خارجیها واگذار میکند. این نگرانی در تصمیم دولت برای حفظ 30 درصد سهام آزاد در سرمایهگذاری Silvercorp Metals مشهود است.
همچنین احتمالاً توضیح میدهد که چرا داراییهای تحت حمایت دولت که به سرمایهگذاران غربی ارائه میشود، سهام اقلیت هستند، عمدتاً در ذخایر چندفلزی با عمر متوسط معدن. این ذخایر شامل متالورژی پیچیدهای هستند که تخصص غربی میتواند آنها را فعال کند، اما کنترل نهایی را در دست قرقیزستان میگذارد و در صورت نارضایتی عمومی، در میانمدت مسیرهای خروجی را فراهم میکند.
با این حال، در عمل، بعید است که چنین مسیرهای خروجی مورد نیاز باشد: دور شدن از پایتخت چین (و مهمتر از آن، نیروی کار چینی) که بر پروژههای قرقیزستان تسلط دارند، احتمالاً از نظر سیاسی محبوبیت پیدا خواهد کرد.
بنابراین، بر اساس معیار اول، به نظر میرسد که این تنظیم مجدد روابط به خوبی مهندسی شده است تا حمایت سیاسی داخلی را جلب کند یا حداقل، مخالفتی ایجاد نکند.
معتبر در خارج از کشور
آنچه که به رأیدهندگان و سیاستمداران قرقیز اطمینان خاطر میدهد، برای سرمایهگذارانی که قصد ورود مجدد به این کشور را دارند، از اهمیت ثانویه برخوردار است. آنها در عوض بر پوشش سیاسی، مناسب بودن سرمایهگذاری و حمایتهای قانونی تمرکز خواهند کرد.
سیگنالهای سیاسی پیرامون این تنظیم مجدد روابط، قویترین نقطه قوت آن است. در مارس 2026، وزرای امور خارجه پنج کشور آسیای مرکزی، از جمله قرقیزستان، برای مذاکره با دولت بریتانیا به لندن سفر کردند و معدن در صدر دستور کار آنها قرار داشت. همگرایی آشکاری در منافع وجود دارد.
بریتانیا به دنبال تأمین منابع معدنی حیاتی و مقابله با نفوذ روسیه در آسیای مرکزی است، در حالی که کشورهای منطقه امیدوارند ثروت معدنی خود را به نفع شهروندان خود توسعه دهند و از وابستگی بیش از حد به همسایگان قدرتمند خود در شمال و شرق جلوگیری کنند.
پروژههای ارائه شده نیز به خوبی انتخاب شدهاند. قرقیزستان به جای پیشنهاد پروژههای عظیم مس یا کالاهای فلهای، با مجموعهای از پروژههای کوچک تا متوسط پیشتاز است. پروژههای کوچکتر، به ویژه، میتوانند به سرعت توسعه یابند و تنها نیازهای سرمایهای متوسطی دارند. اینها فرصتهای خوبی برای سرمایهگذاران غربی هستند که به فکر سرمایهگذاری مجدد هستند.
با این حال، حمایت قانونی جایی است که این تنظیم مجدد ضعیفترین به نظر میرسد. در حالی که مطالب توجیهی سرمایهگذاران به بحثهایی در مورد اتخاذ حمایتهای حقوق عرفی انگلیس و ایجاد سازوکارهای داوری مستقل اشاره دارد، هنوز هیچ حمایت جدیدی از سرمایهگذاران برقرار نشده است. این امر باعث میشود سرمایهگذاران به حمایتهای موجود در معاهدات سرمایهگذاری دوجانبه، در صورت وجود، متوسل شوند. سرمایهگذاران اتحادیه اروپا میتوانند به یک معاهده مدرن مربوط به سال 2024 تکیه کنند، در حالی که سرمایهگذاران بریتانیایی باید از معاهده 1994 استفاده کنند. همانطور که سنترا کشف کرد، سرمایهگذاران کانادایی اصلاً هیچ حمایتی از معاهدات سرمایهگذاری ندارند.
بعید است که ریسک حقوقی به تنهایی بتواند روند تنظیم مجدد روابط را مختل کند. با این حال، این ریسک، نوع سرمایهگذارانی را که قرقیزستان میتواند جذب کند و شرایطی را که آنها مایل به سرمایهگذاری هستند، شکل خواهد داد.
جذابیت خاص
این ابتکار عمل با دقت تنظیم شده است تا بتواند سیاستهای داخلی بیثبات قرقیزستان را هدایت کند. تمرکز بر مواد معدنی حیاتی و سیگنالهای دیپلماتیک نیز یک استراتژی معقول برای جذب مجدد سرمایهگذاران غربی است. با این حال، با توجه به تاریخ اخیر قرقیزستان، بعید است که این تنظیم مجدد روابط، سرمایههای جریان اصلی قابل توجهی را فوراً جذب کند.
کاری که میتواند انجام دهد، باز کردن در به روی موج اول سهام ریسکپذیر، به احتمال زیاد از سوی سرمایهگذاران متخصص معدن، است.
این ارزان تمام نخواهد شد. سرمایهگذارانی که خطرات را درک میکنند، داراییهای قرقیزستان را به شدت کاهش خواهند داد. اما اگر بیشکک مایل به پذیرش این قیمت باشد و اگر پروژههای اولیه بدون دخالت سیاسی مجوز بگیرند، عملیاتی شوند و از رده خارج شوند، این کشور میتواند اعتبار خود را به عنوان یک حوزه قضایی بینالمللی معدن بازسازی کند و راه را برای سرمایهگذاریهای کلان هموار سازد.
نقل قول از mining.com
